خطبه اول
قال الله الحکیم فی کتابه الکریم:
Pيَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَO (التوبۀ/119)
اى كسانى كه ايمان آورده ايد از خدا پروا كنيد و با راستان باشيد
با این آیه شریفه همراه می شویم تا با بزرگترین نمونه های تقوا، یعنی اولیاء الهی و ائمه اطهار b همراه باشیم، شاگرد مکتب آنها شویم، تقوا را از گفتار و رفتار و سیره عملی آنها یاد بگیریم و در زندگی خود پیاده کنیم. به همین منظور سه حدیث از احادیث حضرت امام صادق j را با هم مرور می کنیم و به خاطرمان می سپاریم و خدمت ایشان متعهد می شویم به آنچه که فرموده است، عمل کنیم؛ زیرا ما به تقوا نیازمندیم و تقوا را در این کلمات جستجو می کنیم.
حدیث اول:
Nإذا أرادَ اللّهُ بِعَبدٍ خَيراً، زَهَّدَهُ فِي الدُّنيا، وفَقَّهَهُ فِي الدّينَ، وبَصَّرَهُ عُيوبَها وَ مَنْ أُوتِیَهُنَّ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْرَ الدُّنْیَاM [1] Sهر گاه خداوند، خير بنده اى را اراده كند، او را نسبت به دنيا، بى رغبت مىگردانَد و در دين، دانايش مىكند و عيب هايش را به او مى نمايانَد؛ به هر که این خصلتها داده شود، خیر دنیا و آخرت داده شده.R
چگونه معلوم می شود که خدا می خواهد به بنده ای خیر برساند؟! یعنی آن بنده از کجا بفهمد که خدا خیر او را اراده فرموده است؟! چگونه بفهمد که خدا تصمیم گرفته است او را در خیر بیاندازد؟! در واقع علامت و نشانه آن چیست؟!
اولین نشانه: زَهَّدَهُ فِي الدُّنيا؛ بنده احساس می کند که حرص و ولعی نسبت به دنیا ندارد، هیچ طمعی نسبت به مال و مقام و شهرت دنیا و هرچیزی که به دنیا مربوط می شود، ندارد؛ معنایش این است که هروقت ما به دنیا حریص هستیم، معلوم می شود که خدا به ما خیر نداده است و ما را به دنیا آلوده کرده است؛ گاهی ما برای مقام دنیا، برای پول دنیا، برای ثروت دنیا، برای مطاع دنیا ایمان و صداقت و رحمت و عطوفت خودمان را از دست می دهیم. پس یک علامت این است که بنده ببیند در دلش حرص دنیا نیست و علاقه به دنیا در وجودش از بین رفته و ضعیف شده است.
دومین نشانه: وفَقَّهَهُ فِي الدّينَ؛ بنده احساس می کند که دین را با لذت می چشد و می فهمد؛ در حقیقت فهم دین، با سواد و بی سواد نمی شناسد؛ ممکن است کسی سواد چندانی نداشته باشد، اما یک حرف دین را که می شنود با همه وجودش آن را جذب می کند؛ همین که خدا می فرماید Pيَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواO، آماده می شود تا ببیند خداوند با او چه کار دارد و چه می خواهد به او بگوید؛ و یا وقتی که قال رسول الله a، قال علی j، قال الصادق j و قال الباقر j را می شنود، با علاقه گوش می دهد و می خواهد بداند که چه چیزی برای او آورده اند و می خواهند چه سوغاتی به او بدهند. پس دومین علامت این است که به فهم دین علاقه مند می شود و دوست دارد که دینش را خوب بفهمد و عمل کند.
سومین نشانه: وبَصَّرَهُ عُيوبَها؛ عیب ها و بدی های این دنیا و طبق بعضی از روایات، دردها و درمان های آن را هم خوب تشخیص می دهد؛ دنیا را می شناسد و می فهمد که دنیا ناچیز و گذرا است.
این مسجدی که الان زیر سقف آن نشسته ایم، از مساجدی است که سابقه چند صد ساله دارد، تصور کنید تا امروز چندین نفر مثل من و شما به این مسجد آمده اند و رفته اند؛ ما اسم آنها را هم فراموش کردیم؛ سرنوشت ما هم مثل همان ها است، یک مدت که بگذرد، دیگران یادشان می رود که من و شما در اینجا می نشستیم، خطبه های نماز جمعه ایراد می شد، می شنیدیم و می گفتیم. وقتی که دنیا اینگونه است، انسان هم باید به قول ائمه ما b دنیا را پل ببیند؛ هیچکس روی پل آپارتمان نمی سازد، بساط پهن نمی کند، پل را برای عبور ساخته اند. ائمه اطهار b فرمودند دنیا مثل پلی است که انسان برای رسیدن به آخرت از این پل عبور می کند؛ همچنین فرمودند دنیا مزرعه آخرت است؛ هرچه برای آخرت خود می خواهید، باید تکلیف آن را در اینجا روشن کنید.
سپس امام صادق j فرمودند وَ مَنْ أُوتِیَهُنَّ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْرَ الدُّنْیَا؛ خدا به هرکس بی رغبتی به دنیا، فهم دین و درک جریانات دنیا را بدهد، همه خیر دنیا و آخرت را به او عنایت کرده است.
حدیث دوم:
Nإِمْتَحِنُوا شِیْعَتَنَا عِنْدَ مَوَاقِیْتِ الصَّلاةِ کَیْفَ مُحَافَظَتُهُمْ عَلَیْهَا و إِلَی أَسْرَارِنا کَیْفَ حِفْظُهُمْ لَهَا عِنْدَ عَدُوِّنَا وَإِلَی أَمْوَالِهِمْ کَیْفَ مُوَاسَاتُهُمْ لاِخْوَانِهِمْ فِیْهاM [2] Sشیعیانِ ما را به اوقات نماز امتحان کنید که چگونه به آن اهمیّت میدهند، و این که چگونه اسرار و مقامات ما را در نزد دشمنان بازگو نمیکنند و همچنین با اموالشان امتحان کنید که چگونه به دیگر برادرانشان کمک میکنندR
اگر می خواهید شیعیان ما را بشناسید و بدانید که شیعه ما هستند یا تنها اسم ما را روی خودشان گذاشته اند و خود را شیعه جعفری، شیعه اهل بیت b، پیرو امیرالمؤمنین j و اولاد امیرالمؤمنین j، آنها را امتحان کنید؛ با این امتحان می فهمید که آیا واقعا شیعه هستند یا خیر. حضرت سه راه را برای امتحان شیعه واقعی راهنمائی کردند. هرکس نیز می تواند خودش را امتحان کند.
علامت اول: عِنْدَ مَوَاقِیْتِ الصَّلاةِ کَیْفَ مُحَافَظَتُهُمْ عَلَیْهَا؛ آیا وقت نماز از جایش تکان می خورد؟! دغدغه رفتن به مسجد دارد؟! چقدر برای نماز اهمیت قائل است؟ چطور نمازش را به جا می آورد؟ ممکن است کسی به حداقل اکتفا کند و کسی بخواهد به بهترین کیفیت دست پیدا کند و نمازش را در مسجد و به جماعت به جا بیاورد. امام صادق j در جای دیگر راجع به نماز فرمودند Sاز ما نیست کسی که نماز را سبک بشماردR [3].
علامت دوم: و إِلَی أَسْرَارِنا کَیْفَ حِفْظُهُمْ لَهَا عِنْدَ عَدُوِّنَا؛ نگاه کنید که چطور اسرار ما را در مقابل دشمنان ما نگهداری می کنند؛ آیا از اسرار مملکت اسلامی، اسرار پیروان اهل بیت b، اسرار نظامی و اسرار کشور نگهداری می کنند یا این اسرار را در اختیار اجانب قرار می دهند؟! گاهی دشمن کاملا متوجه می شود که ما در شرائط اقتصادی سختی هستیم؛ ما هرچه هستیم به خودمان مربوط می شود، سدشمن نباید بفهمد که وضع ما خیلی خوب است یا وضع ما خیلی بد است؛ هرچه که هست، اسرار ما است. اگر کسی شیعه اهل بیت b باشد، راضی نمی شود که دشمنان ما از اسرار ما مطلع باشند. دشمنان ما نباید از اسرار نظامی ما مطلع باشند، نباید از گرفتاری های ما مطلع باشند، نباید از بعضی از موفقیت های ما مطلع باشند. البته گاهی اوقات باید قدرت خودمان را به آنها نشان بدهیم، این دیگر جزء اسرار نیست، اگر آنها خبر نداشته باشند که ما از نظر قدرت نظامی قوی هستیم، خودشان را به مخاطره می اندازند؛ یعنی بی احتیاطی می کنند و سیلی های محکم از ما می خورند؛ ما باید این قدرت را نشان بدهیم تا آنها جرأت نکنند علیه ما نیت سوئی داشته باشند؛ حضرت فرمودند شیعیان ما آنچه را که جزء اسرار است، در مقابل دشمنان ما افشا نمی کنند.
علامت سوم: وَإِلَی أَمْوَالِهِمْ کَیْفَ مُوَاسَاتُهُمْ لاِخْوَانِهِمْ فِیْها؛ به کسانی که ما چیزی به آنها می دهیم، بنگرید که آیا به فکر آنهایی که ندارند، هستند؟ آیا به فکر پرداخت خمس و زکات و صدقات خود و سهم فقرا هستند؟ مثلا مسی زمینی دارد، بارندگی می شود و آن زمینی که حاصل چندانی نداشته است، محصولات فراوان می دهد؛ یا کسی در بازار تجارت می کند و سود فراوانی بدست می آورد؛ حضرت فرمود نگاه کنید که آیا این آدم به فکر دیگران هم هست؟
Pوَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِO (الذاریات/19)
و در اموالشان براى سائل و محروم حقى [معين] بود
آیا به این چیزها توجه دارد یا خیر؟! اگر توجه دارد، شیعسه ما است اما اگر حرام و حلال و مال فقرا و حق خدا را برای ذخائر دنیایی خودش می دهد، معلوم می شود که شیعه ما نیست.
حدیث سوم:
Nقُلْتُ لَهُ مَا اَلْعَقْلُ قَالَ مَا عُبِدَ بِهِ اَلرَّحْمَنُ وَ اُكْتُسِبَ بِهِ اَلْجِنَانُ قَالَ قُلْتُ فَالَّذِي كَانَ فِي مُعَاوِيَةَ فَقَالَ تِلْكَ اَلنَّكْرَاءُ تِلْكَ اَلشَّيْطَنَةُ وَ هِيَ شَبِيهَةٌ بِالْعَقْلِ وَ لَيْسَتْ بِالْعَقْلِM [4] Sشخصى از امام ششم پرسيد: عقل چيست؟ فرمود: چيزى است كه به وسيله آن خدا بپرستند و بهشت به دست آرند. راوى گويد: گفتم: آنچه معاويه داشت چه بود؟ فرمود: نيرنگ و شيطنت بود، آن مانند عقل است ولى عقل نيست.R
شخصی به خدمت حضرت امام صادق j آمد و یک سؤال کرد؛ سؤالی که سؤال همه ما هم می باشد؛ عقل یعنی چه؛ آن شخص دیده بود که معاویه و عمروعاص برای این که به مقصدشان برسند، مکر و حیله می کردند و مردم را با دروغ و نیرنگ فریب می دادند؛ برایش این سؤال مطرح شده بود که آیا آنها خیلی عاقل و زرنگ هستند که از این شیوه های دروغ و کلک و حیله استفاده می کنند و ظاهرا هم موفق می شوند؟! مثلا مشاورین معاویه می گویند قرآن را بالای نیزه بزنید، قرآن ها بالای نیزه می رود و یاران سست عنصر امیرالمؤمنین j هم نسبت به آن حضرت شک می کنند و می گویند تو داری با قرآن می جنگی؛ هرچه حضرت می گوید قرآن واقعی من هستم، قرآن ناطق من هستم، این حیله و نیرنگ است که بالای نیزه بردند، اما کسی متوجه نمی شد. حال برای این آدم سؤال پیش آمده بود که عقل چیست.
حضرت هم در پاسخ فرمودند:
عقل آن است که انسان را به بندگی خدا رهنمون کند، کسی عقل دارد که بنده خدا می شود، می گوید هرچه خدا گفت، همان می کنم. اگر خدا گفت این حلال است، می گویم چشم؛ اگر خدا گفت حرام است، می گویم چشم؛ اگر خدا گفت فلان جا برو، می روم، اگر گفت نرو، نمی روم؛ اگر خدا فرمود با فلانی خشمگین برخورد کن و Pأَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِO [5] باش، می گویم چشم؛ اگر خدا فرمود نسبت به مؤمنین مهربان باش اطاعت می کنم. پس اگر کسی این حالت را داشته باشد و هرچه خدا فرمود، تسلیم باشد، این عاقل است.
عقل آن است که بهشت را برای انسان تحصیل کند؛ یعنی روز قیامت که می شود، آنهایی که راهی بهشت می شوند، عقلاء هستند؛ اما کسانی که کارشان به جهنم می کشد، در دنیا هر کس که بوده اند، هر اسم و عنوان و شهرت و ثروتی که داشته اند، وقتی که کارشان به جهنم می رسد، خودشان هم می فهمند که عاقل نبودند. آنجا همه متوجه می شوند که با خودشان چه کردند. پس عقل این است که آدم بند خدا باشد و خدا را بندگی کند و بهشت را تحصیل کند.
گویا آن شخص قانع نشد و همه فرمایشات حضرت را متوجه نشد و دوباره سؤال کرد كَانَ فِي مُعَاوِيَةَ؟ دور و اطرافیان معاویه می گویند او خیلی عاقل و زرنگ است، مردم را به دنبال خود می کشانند و فریب می دهند، مگر این عقل نیست؟! امام j فرمود نه این نکراء است، یعنی از منکرات است، از پستی ها و بدی ها و پلیدی ها است، این شیطنت است، حیله و نیرنگ و مکر است، کار شیطان است؛ این به عقل شباهت دارد اما عقل نیست، عقل همان است که انسان مطیع خدا باشد و به وسیله آن بهشت را برای خودش تحصیل کند.
خطبه دوم
اوصیکم عباد الله و نفسی بتقوا الله و نظم أمرکم. از خدای متعال می خواهیم که به ما توفیق و شایستگی اطاعت خودش را عنایت کند؛ همچنین از خدای متعال فهم دین، ملتزم بودن به اصول ایمانی و ارزشی، تقوا و صداقت، راستی و درستی، رعایت حلال و حرام و عطوفت و مهربانی نسبت به بندگان خودش را طلب می کنیم.
مناسبت ها
ایام سالگرد پذیرش قطعنامه 598 در زمان زعامت و امامت و ولایت امام خمینی v و پایان جنگ تحمیلی
امام خمینی v پذیرش قطعنامه را به جام زهر تشبیه کردند و فرمودند مسائلی وجود دارد که بعدها برای مردم روشن خواهد شد که چرا من این قطعنامه را پذیرفتم؛ ایشان در همان صحبت های خودشان فرمودند که ما موظفیم هرچه خدا فرمود، در پیشگاهش تسلیم باشیم، من آبروی خودم را می گذارم، مردم، شما که من را می شناسید؛ در حقیقت ایشان می خواستند بگویند که شما به من خوب اعتماد دارید که چه می کنم، این اعتماد را در جاهای مختلف هم نشان دادید، ما موظفیم که هرچه خدا از ما می خواهد، انجام دهیم و نتیجه را به خدا می سپاریم.
همه ما خبر داریم که بعد از پذیرش قطعنامه طولی نکشید که همه آن چیزهایی را که می خواستیم با 10 سال مقاومت در دفاع مقدس بدست آوریم، خداوند بخاطر مقاومت و صداقت این مردم و بخاطر صداقت آن امام عظیم الشأن همه آنها را روزی این مردم کرد. حضرت امیرالمؤمنین j فرمودند Nفَلَمَّا رَأَی اللَّهُ صِدْقَنَا أَنْزَلَ بِعَدُوِّنَا الْكَبْتَ وَ أَنْزَلَ عَلَیْنَا النَّصْرَM [6]، وقتی خدا صداقت و ایمان را در ما دید، شکست و خواری را برای دشمنان ما نازل کرد و پیروزی را هم نصیب ما کرد. در پذیرش قطعنامه، هم دشمنان بیرونی و هم منافقین در داخل چه حیله ها و نیرنگ ها به کار بردند و فتنه ها بپا کردند، امام خمینی v فرمودند الان اینها گفتنی نیست، بعدها معلوم می شود؛ اما آنچه که نصیب امام v و مردم شد، عزت و سربلندی و پیروزی بود که خدای متعال عنایت فرمود.
فتنه 78
فتنه 78 بعدها فتنه 88 را هم با خود همراه کرد. نقشه این فتنه و فتنه گران یک کودتای تمام عیار هدایت شده از سوی اجانب بود؛ در بیرون مرزها، اسرائیل و انگلیس و آمریکا و متفقین در این کودتا حضور داشتند، همراهانشان همگی در این کودتایی که می خواستند علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی بوجود بیاورند، همراه بودند؛ مثل جنگ احزاب همه دست به دست هم داده بودند که بساط جمهوری اسلامی را برچینند اما اراده خدای متعال چیز دیگری بود؛ الحمدلله فتنه گران علیرغم نقشه هایی که کشیده بودند و برنامه هایی که ریخته بودند و هماهنگی هایی که در جلسات سری باهم داشتند، به عنایت خدا همان رعب و وحشتی که در جنگ احزاب در دل کفار و مشرکین انداخته بود، در دل این منافقین به ظاهر مسلمان هم انداخت و بساط آنها برچیده شد. حال شما بفرمائید وقتی که اینها مردند و دنبال کارشان رفتند، چه لزومی دارد که الان وقت خود را بگذاریم و باز از اینها صحبت کنیم؟! لزوم آن این است که هم اکنون هم کسانی هستند که می خواهند نبش قبر کنند و جسد متعفن فتنه گران را بیرون بیاورند و با آن مجسمه بسازند و باز هم آن فتنه را ادامه دهند در حالی که خدای متعال فرمود: Pوَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِO [7] ، فتنه از کشتار خطرناک تر است، فرمود Pالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْل[8]O ، مفاسد فتنه از قتل هم بزرگتر است، سؤال اینجاست که مگر از کشته شدن بالاتر هم داریم که می گوییم الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ، این آیه به چه معناست؟ شاید تا قبل از 78 و 88 نمی توانستیم به خوبی بفهمیم که این آیه یعنی چه؟ ولی امروز همه ما خوب می فهمیم، وقتی فتنه داعش را دیدیم، خوب می فهمیم که وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ و الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْل، وقتی که در کشوری فتنه بپا می خیزد و اتفاقاتی می افتد، ثروت های مردم به آتش کشیده می شود، امنیت مردم از بین می رود، ترس و وحشت و هراس مردم را فرا می گیرد، بین مردم اختلاف می افتد، نوامیس مردم به خطر می افتد، نظام در مقابل دشمنان، ابهت و حیثیت خود را از دست می دهد، کشتار هم می شود، آنوقت می فهمیم که معنی این آیات چیست؛ فتنه منافقین، 17 هزار نفر از بهترین فرزندان این ملت را به شهادت رساند؛ پس در فتنه کشتار هم می شود. بنابراین فتنه از کشتار خطرناک تر و بزرگ تر و آسیب هایش فراوان تر است، از همین رو ما باید فتنه و فتنه گران را بشناسیم.
ما آنهایی را که قصد فتنه انگیزی دارند یا می خواهند مرده های متعفن فتنه گران را از جهنم اینجا بیاورند و با آنها مجسمه بسازند و برای جامعه ما خطر آفرینی کنند، سر جای خودشان می نشانیم و اجازه نمی دهیم که با سرنوشت ملت ما و حیثیت دین و مردم ما بازی کنند.
آزادسازی کامل موصل
اگر بخواهیم در ایران آزادی موصل را خوب بفهمیم، باید بگوییم که گویا خرمشهر آزاد شد؛ هنوز شیرینی آزادی خرمشهر از یادمان نرفته است؛ آزادی موصل یعنی این که بینی استکبار جهانی، آمریکا، انگلیس، اسرائیل و عربستان به خاک مالیده شد؛ آزادی موصل یعنی این که حزب الله و متدینین پیروز شدند، آزادی موصل یعنی این که شیعیان به داد برادران اهل سنت رسیدند و آنها را از چنگال خونخواران داعشی نجات دادند، یعنی این که میان فرقه های اسلامی وحدت مستحکم شد، آزادی موصل یعنی این که امید به پیروزی در میان همه مبارزان و جبهه مقاومت در کشورهای مختلف اسلامی جان گرفت؛ یعنی این که مستضعفان در مقابل مستکبران سربلند شدند، یعنی ما یک گام بزرگ به پیروزی قدس نزدیک شدیم. قبل از پیروزی موصل، ما پیروزی خرمشهر را داشته ایم و بعد از پیروزی موصل ان شاء الله پیروزی قدس شریف را خواهیم داشت. این پیروزی را به همه مستضعفان، به همه مسلمانان، به مرجعیت معزز و مکرم شیعیان و مسلمانان در عراق، پایگاه زعامت عراق حضرت آیت الله سیستانی حفظه الله و به ملت و دولت عراق تبریک می گوییم. همه از این پیروزی خوشحال هستند.
مالیات تأمین اجتماعی
باید آن کسانی که قبلا خدمت می کردند و حالا به سن بازنشستگی رسیده اند، تأمین بشوند؛ باید مالیات پرداخت بشود تا این تأمین هم اتفاق بیفتد.
نکته: انصاف و دقت و عدالت در جمع آوری مالیات بسیار مهم است؛ بسیاری از اوقات ثروتمندان راه های فرار از مالیات را به خوبی می دانند؛ اما ممکن است کارگر و حقوق بگیر و مستضعف این راه ها را بلد نباشند؛ دقیقا هرچه مالیات است، از طرف اینها خود به خود پرداخت می شود؛ مغازه دارها مالیات خودشان را می پردازند اما آن ثروتمندانی که میلیاردها میلیارد ثروت اندوخته اند، فرار از مالیات را هم می دانند؛ این جاست که باید در گرفتن مالیات انصاف رعایت شود و حال افراد دیده شود؛ مثلا از مغازه ای که مالیات می گیریم، ببینیم واقعا چقدر درآمد دارد و به نسبت درآمد او مالیات اخذ کنیم. اگر یک ریال از کسی اضافه بر آنچه که وظیفه اش است مالیات بگیریم و بدانیم که اضافه می گیریم، در پیشگاه خدا نمی توانیم جوابگوی این دین باشیم.
در مصرف مالیات هم باید انصاف رعایت شود. یکوقت مالیات به مصارفی نرسد که ما مدیون شویم. همچنین اگر کسی بدهکار باشد، این بدهکاری دینی به گردن او است، اگر حیله به کار ببرد و خلاف واقع عمل کند و بدهکاری اش را به جامعه نپردازد، مدیون است و نمی تواند در پیشگاه خدا پاسخگو باشد.
همه ما منافع عمومی مشارکت داریم؛ یعنی از این منافع گیر ما می آید؛ آسفالت منافع عمومی است، روشنائی شهر منافع عمومی است، آتش نشانی منافع عمومی است؛ همه ما در منافع عمومی مشارکت داریم؛ از آب و برق و امکانات عمومی استفاده می کنیم، پس باید در هزینه های آن هم شریک باشیم. اگر از منافع استفاده کنیم و هزینه آن را نپردازیم، شرعاً مدیون می شویم. ما باید به اینها توجه داشته باشیم. اگر این انصاف رعایت شود، اعتماد عمومی هم درست می شود؛ یعنی مردم بیشتر احساس می کنند که باید وظیفه خود را در قبال پرداخت مالیات انجام بدهند.
صرفه جوئی در مصرف آب و برق
یادآوری می کنم که در این فصل گرما در مصرف آب و برق بیشتر ملاحظه کنیم که مردم کمتر آسیب ببینند.
یادآوری یک نکته به مسئولان
به خدمت گزاران قوه مجریه و دولت مردان و مسئولان یادآوری می کنیم که انتخابات دیگر تمام شد، تکلیف ریاست جمهوری هم روشن شد، الان دیگر زمان پاسخگویی به مطالبات مردم است؛ وقت آن است که به صنعت بپردازیم و به اشتغال و تولید فکر کنیم؛ افرادی هستند که امنیت شغلی ندارند، کسانی هم هستند که اصلا شغل ندارند چه رسد به امنیت شغلی؛ دو ساعت کار که شغل حساب نمی شود؛ با دو ساعت کار کردن که زندگی نمی چرخد. البته ما هم باید مصرف تولیدات داخلی را وظیفه خودمان بدانیم؛ اگر ما در این وضعیت سخت مصرف کننده کالاهای دیگران شویم، به مملکت خودمان خیانت می کنیم و لطمه می زنیم؛ ما هم باعث تعطیل شدن کارخانجات و مشاغل می شویم که هم دور از انصاف است، هم دور از عقل است و هم دور از رفتار همراه با تقوا و ایمان است. همه وظیفه داریم که دست به دست هم بدهیم و مملکت خودمان را بسازیم و نشاط و کار و فعالیت را در مملکت احیا کنیم.
شهادت حضرت امام صادق j
شهادت جانگداز حضرت امام صادق j را خدمت همه علاقه مندان و عاشقان آن حضرت تسلیت عرض می کنم؛ از خدا می خواهیم که شاگرد راستین مکتب امام صادق j باشیم.
درگذشت حجة الاسلام و المسلمین آقا سید جواد موسوی شالی
حجة الاسلام و المسلمین آقا سید جواد موسوی شالی، فرزند ارشد حضرت آیت الله شالی w و پدر شهید، بعد از مدت ها تحمل سختی های بیماری فدانی را وداء گفتند و به رحمت خدا رفتند. امیدواریم که روح ایشان با ارواح اجداد طاهرشان محشور باشد؛ در گذشت ایشان را به خاندان و خانواه معزز و بابرکتشان هم تسلیت عرض می کنیم.
[1] الكافي : ج ۲ ص ۱۳۰؛ فرهنگنامه بصيرت ص 52
[2] بحار الأنوار، ج 65، ص 149
[3] Nلیس منّی من استخفّ بالصّلوةM الکافی، ثقة الاسلام کلینی، ج ۳، ص ۲۶۹، ح ۷
[4] الكافي / جلد 1 / كِتَابُ الْعَقْلِ وَ الْجَهْل
[5] الفتح/ آیه شریفه 29
[6] نهج البلاغه/ خطبه 56
[7] البقره/ آیه شریفه 191
[8] البقره/ آیه شریفه 217