متن کامل خطبه‌های آیت‌الله مظفری در نماز جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴

خطبه اول

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

لاحول و لاقوة إلا بالله العلی العظیم ثم الصلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیبنا و حبیب إله العالمین أبی القاسم المصطفی محمد و علی آله الأطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما بقیت الله فی الارضین عجّل الله تعالی فرجه الشریف.

اوصیکم و نفسی عبادالله بتقوا الله. خودم و همه شما برادران و خواهران گرامی، نمازگزاران نماز جمعه و همه بینندگان و شنوندگان عزیز را به رعایت تقوای الهی در زندگی توصیه و سفارش می کنم.

محور بیانات حقیر در خطبه اول نماز عبارت بود از مسئله عفاف و زیست عفیفانه؛ اما از آن جایی که در هفته­ی پیش رو مناسبت های متعددی را در پیش داریم از جمله تقارن میلاد باسعادت مولی‌الموحّدین امیرالمؤمنین علیه‌الصلاة و السلام را با رحلت و شهادت دو رادمرد بزرگ، یکی مالک اشتر زمان، شهید حاج قاسم سلیمانی و دیگری عمار زمانه مرحوم علامه مصباح یزدی(ره)، این تقارن ایجاد شده است، برای این که از بار خطبه دوم کم کنیم حکمت دویست و هشتاد و نهم از نهج البلاغه شریفه را برای خطبه اول آماده کردم که تقدیم کنم که در همین خطبه درواقع اشاراتی به شخصیت شهید حاج قاسم سلیمانی و مرحوم علامه مصباح داشته باشیم، با استفاده از کلام امیرالمؤمنین علیه السلام. البته درباره هر یک از این شخصیت ها اگر بخواهیم سخن بگوییم و حق مطلب را ادا کنیم باید ساعت ها سخن بگوییم اما آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باشد چشید.

در حکمت دویست و هشتاد و نهم نهج البلاغه وجود مقدس امیرالمؤمنین علیه السلام این گونه آغاز می کنند: کان لی فی ما مضی أخٌ فی الله، من در گذشته برادری داشتیم، برادری دینی که مفسّران نهج البلاغه درباره این که منظور حضرت چه شخصی است؟ احتمالات متعددی دادند، بعضی گفتند شاید منظور ایشان مقداد است، بعضی گفتند شاید ابوذر است، بعضی گفتند شاید سلمان است و برخی هم احتمال دادند این فرمایش حضرت یک سخن نمادین است و درواقع می خواهند ویژگی­های برادران دینی خودشان را در طول زمان ترسیم و توصیف کنند و لذا فارغ از این که منظور حضرت چه شخصی است ما استفاده می کنیم برای این منظور که اگر می خواهیم در چشم امام زمان خودمان بزرگ شویم، محترم باشیم و حضرت ما را به عنوان برادر دینی خودشان و فرزند دینی خودشان بپذیرند چگونه باید باشیم و بزرگان ما چگونه بودند. حدوداً ده ویژگی را حضرت در این حکمت بیان فرمودند.

برادر واقعی بر اساس خون و نژاد نیست، برادر حقیقی انسان را آن آرمان ها و اهداف مقدّس مشخص می کنند. اولین ویژگی را می فرمایند: و کان یعظمه فی عینی صغر الدنیا فی عینه، آنچه که این برادر را در چشم منِ علی بزرگ می کرد این بود که او دنیا را کوچک می دیدید. آری دنیا با همه طول و عرضی که دارد در چشم انسان های الهی وقتی دنیا را در کنار عظمت خدا نگاه می کنند دنیا را کوچک می بینند، نه تنها در برابر عظمت خدا بلکه وقتی دنیا را با حقیقت خودشان هم می سنجند، دنیا را کوچک تر از این می بینند که بخواهند خودشان را به دنیا بفروشند، کان یعظمه فی عینی صغر الدنیا فی عینه. آری آنها اسیر چرب و نرم دنیا نمی شوند، دنیا و جلوات دنیوی را هدف کارهای خودشان قرار نمی دهند، دچار حرص و حسد نمی­شوند، به رقابت های دنیوی مشغول نمی شوند. البته مثل دیگران در دنیا زندگی می کنند، چه بسا از بسیاری از لذت های دنیا هم بهرمند می شوند اما دنیا را به عنوان هدف نگاه نمی کنند، دنیا و زندگی دنیا را فرصتی برای برداشتن توشه سفر آخرت خودشان می دانند، نعم العون الدنیا علی الآخرة، دنیا می تواند ابزار خوبی باشد برای تأمین آخرت، فرصت خوبی باشد برای توشه برداشتن برای آخرت. شهید سردار سلیمانی این گونه بود، علامه مصباح این گونه بودند؛ اهل نیا نبودند. فرمود: کونوا أبناء الآخرة و لاتکونوا من أبناء الدنیا، فرزند آخرت باشید، فرزند دنیا نباشید، آنها این گونه بودند، اهل آخرت بودند.

ویژگی دوم این است که می فرمایند: از سلطه و سلطنت شهوات خودشان خارج بودند، آن برادر دینی من این گونه بود، و کان خارجاً من سلطان بطنه، انسانی که اسیر شهوات خودش باشد طبعاً نه در جهاد اصغر و نه در جهاد اکبر نمی تواند موفّق باشد. اگر سردار سلیمانی مالک اشتر زمان شد، اگر علامه مصباح عمّار زمان شد، اگر در جهاد اصغر و اکبر موفّق بودند چون اسیر شهوات خودشان نبودند. به دنبال مال و ثروت نبودند، به دنبال جاه و قدرت نبودند، این ویژگی دوم است.

ویژگی سومی که حضرت بیان می کنند برای برادر دینی خودشان سکوت ممتد و اندیشمندانه و سخن قاطع و حکیمانه است. می فرمایند: و کان أکثر دهره صامتاً، خیلی مواقع، بیشتر مواقع اهل سکوت بود. فإن قال بذَّ القائلین و نقع غلیل السائلین، اما هنگامی که لب به سخن می گشود بر همه گویندگان برتری می یافت و عطش و تشنگی پرسشگران را فرو می نشاند، این عزیزان ما این گونه بودند. مرحوم علامه مصباح وقتی با شبهات زمانه روبرو می شد، به بهترین وجهی این شبهات را پاسخ می داد که مقام معظم رهبری درباره ایشان فرمودند اگر جوانان امروز ما این توفیق را ندارند که در خدمت مرحوم علامه طباطبائی و شهید مطهری باشند، اما علامه مصباح جای آن بزرگان را پر کرده است. علامه طباطبائی درباره این شاگرد خودشان فرموده بودند مصباح مثل انجیر است که همه چیز او خوردنی است، همه کتاب های ایشان مفید و قابل استفاده است، دور ریختنی ندارد. فإن قال بذّ القائلین و نقع غلیل السائلین، وقتی مناظره می کند با کسی که از سران کمونیست بود، او را اقناع می کند و نهایتاً او را مسلمان می کند.

ویژگی چهارم تواض در عین شجاعت است. می فرمایند: و کان ضعیفاً مستضعفاً، به ظاهر وقتی که در میان مؤمنین بود ضعیف می نمود. فإن جاء الجد فهو لیث غاب و صلّ واد، اما وقتی که کار جدی می شد، نبردی پیش می آمد همچون شیر بیشه و مار بیابان در عرصه حاضر می شد. وقتی نام ژنرال قاسم سلیمانی را داعشی ها می شنیدند خودشان را گم می کردند، ترس و وحشت به دل آنها می افتاد و همانجا شکست را می پذیرفتند، این گونه بود. أشداء علی الکفار رحماء بینهم بودند. أذلّة علی المؤمنین أعزّة علی الکافرین بودند. در راه حمایت از دین خدا و آرمان های الهی شجاع بودند، شجاعت داشتند در عین تواضعی که از آنها دیده می شد.

ویژگی پنجم نجابت و قانونمداری است. می فرمایند: لایُدلی بحجّة حتی یأتیَ قاضیاً، اهل قانونمداری بودند، خودشان را تافته­ی جدا بافته نمی دانستند و نمی شمردند.

ویژگی ششم: و کان لایلوم أحداً علی ما یجد العذرَ فی مثله حتی یستمع إعتذاره، منصف بودند، اهل انصاف بودند و کسی را بر انجام کاری که عذری برای آن می توانستند بتراشند و بدانند ملامت نمی کردند. یکی از ویژگی های علامه مصباح انصاف ایشان در نقد افکار دیگران بود، فارغ از این که چه کسی باشد، به شخص کاری نداشتند، به اندیشه ها کار داشتند و آنها را منصفانه نقد می کردند، اگر نقطه قوتی بود در آن اندیشه و سخن بیان می کردند، اگر نقاط ضعفی بودند هشدار و تذکّر می­دادند.

ویژگی هفتم بردباری در برابر مشکلات است. می فرمایند: کان لایشکو وجعاً إلا عند برئه، هرگز از دردها و مشکلات خودش سخن نمی گفت مگر موقعی که آن مشکل برطرف می شد. یکی از ویژگی های حاج قاسم تحمّل بالا و بردباری ایشان بود. ایشان بارها و بارها در دفاع مقدس مجروح شده بود. در راه مبارزه با دشمنان سختی های فراوانی دید. بنده سال 98 چند ماه قبل از شهادت ایشان توفیق داشتم چند روزی عراق بودیم بخاطر یک سفر علمی، با عزیزی که در آنجا مسئول سپاه قدس بود یک جلسه­ای داشتیم، صحبت از حاج قاسم شد، ایشان فرمود در یک جلسه­ای بودیم، جلسه کاری، دیدم یکی دو بار پلک­های حاج قاسم روی هم آمد، قدری چرت زد، تعجّب کردم چون من سی سال با ایشان بودم، همیشه در جلسات قبراق و سرحال بودند، تعجّب کردم که چطور امروز یک مقدار خستگی در چهره ایشان نمودار شد؛ بعد از جلسه همراه ایشان را کناری کشیدم و گفتم امروز حاجی خیلی خسته بود، داستان چیست؟ گفت قسم خورد که حاجی یک هفته است که نخوابیده است، یعنی خواب به صورت معمول نداشته است، شاید در رفت و آمد ماشین یک چرتی زد باشد ولی این که به صورت معمول بخوابد، ایشان یک هفته است که نخوابیده است، دائماً از این کشور به آن کشور، از این شهر به آن شهر، از این جلسه به آن جلسه. بردباری و تحمّل سختی ها از دیگر ویژگی های این بزرگواران بود.

مرحوم علامه مصباح در راه دفاع از ارزش ها بسیاری از اتهامات را به جان خرید، بسیاری از تهمت ها را شنید. تا جایی که یک بار به مقام معظم رهبری فرموده بود من در حال فحش درمانی هستم، یعنی این فحش هایی که به من می دهند برای من درمان است، برای من إن شاء الله مایه علوّ درجات است. اهل تحمّل بودند.

ویژگی هشتم صداقت بود. صداقت در گفتار و رفتار؛ و کان یقول ما یفعل و لایقول ما لایفعل، آنچه را که می گفت، آنچه را که عمل می کرد می گفت و آنچه را که خود عمل نمی کرد بر زبان جاری نمی کرد. من المؤمنین رجالٌ صدقوا ما عاهدوا الله علیه، مقام معظم رهبری فرمودند حاج قاسم صادق بود، صادقانه پای ارزش ها ایستاد، با تمام وجود خودش مدافع اسلام بود. علامه مصباح هم این گونه بود.

ویژگی نهم گوش شنوا داشتن است. و کان علی ما یسمع أحرص منه علی أن یتکلّم، بیش از این که عطش سخن گفتن داشته باشد عطش شنیدن داشت. آنچه که خدا درباره پیامبر خودش می فرماید اُذُن بود، اُذُن خیر بود، گوش شنوا بود برای مؤمنین. مسئولین ما باید این گونه باشند، باید سنگ صبور مردم باشند، باید صحبت ها و پیشنهاد و انتقادات و اعتراضات آنها را بشنوند و حریص بر شنیدن باشند تا حریص بر گفتن و نهایتاً می فرمایند اهل مخالفت با هوای نفس بود. و کان إذا بدهه أمرانً، هنگامی که دوتا کار پیش روی او قرار می گرفت، ینظر أیّهما أقرب إلی الهوی فیُخالفه، نگاه می کرد که ببیند کدام یک از اینها با هوای نفس خودش نزدیک تر است که آن را ترک کند و کنار بگذارد. یعنی منطق او برای انتخاب یک کار این نبود که دل من آیا این کار را می خواهد انجام بدهم؟ برعکس بود؛ هر چیزی که مطابق با هوای نفس بود را کنار می گذاشت، شهید سلیمانی این گونه بود، علامه مصباح این گونه بود که تنها هدف آنها انجام وظیفه الهی بود.

برادر عزیز ما جناب آقای فاطمی نسب قبل از خطبه ها فرمودند که تصمیمی که می خواستند بگیرند نگاه می کردند ببینند خدا از چه کاری راضی است. شاید خیلی دل ایشان می خواست به حج مشرّف شوند، خیلی دل ایشان می خواست به زیارت سید الشهداء بروند اما آن جایی که یک وظیفه واجب تری را پیش روی خودشان می دیدند حتی حج را هم ترک می کردند. حتی زیارت سید الشهداء هم نمی رفتند تا یک وظیفه واجب تری را انجام بدهند. اینها ویژگی هایی است که امیرالمؤمنین برای آن برادر دینی خودشان مطرح می کنند و در پایان می فرمایند: علیکم بهذه الخلائق، شما هم این گونه باشید.

ممکن است بگویید ما نمی توانیم همه این ویژگی ها را داشته باشیم، می فرمایند: فالزموها و تنافسوا فیها، تا آن جایی که می توانید اهل این ویژگی ها باشد، در اتصاف به این ویژگی ها از یکدیگر سبقت بگیرید، فإن لم تستطیعوها، اگر نمی توانید همه اینها را جمع کنید، هرچقدر که می توانید عمل کنید، فاعلموا أنّ أخذَ القلیل خیرٌ من ترک الکثیر، همه را کنار نگذارید، هرچقدر که می توانید اهل این ویژگی ها باشید. اگر اینگونه باشیم امید است که در چشم امام زمان خودمان محترم باشیم، بزرگ شویم و دعایی که وجود مقدس امیرالمؤمنین برای مالک اشتر در نامه­ای که برای ایشان نوشتند در حد ما مستجاب شود که فرمود: أسأل الله أن یختم لی و لک بالسعادة و الشهادة، از خدا می خواهم که عاقبت من و تو مالک اشتر را به سعادت و شهادت ختم کند که امیدواریم این دعا در حق ما هم مستجاب باشد.

خدایا خداوندا توفیق عمل به فرمایشات نورانی امیرالمؤمنین بویژه در این حکمت دویست و هشتاد و نهم را به همه ما عنایت بفرما. ارواح طیّبه علمای ربانی، شهدای والامقام بالأخص مرحوم علامه مصباح و شهید حاج قاسم سلیمانی را با ارواح طیّبه سید و سالار شهیدان و شهدای کربلا محشور بگردان.

خطبه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

و العصر * إنّ الانسان لفی خسر * إلا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.

صدق الله العلی العظیم

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد و الثناء لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیبنا و حبیب إله العالمین أبی القاسم المصطفی محمد و علی آله الطیّبین الطاهرین اللهم صلّ و سلّم علی أمیرالمؤمنین و فاطمة الزهراء سیّدة نساء العالمین و الحسن و الحسین سیّدی شباب اهل الجنة و صلّ علی ائمة المسلمین علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الخلف القائم المهدی صلوات الله علیهم اجمعین.

دعای وجود نازنین امام زمان را همه باهم زمزمه می کنیم.

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم کن لولیّک الحجة بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کلّ الساعة ولیّاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و علیناً حتی تسکنه أرضک طوعاً و تمتّعه فیها طویلاً.

خشنودی قلب نازنین امام زمان، تعجیل در فرج حضرت بلند صلوات ختم کنید.

مجدّد خودم و همه شما عزیزان را به رعایت تقوای الهی در زندگی توصیه و سفارش می کنم. ابتدا میلاد باسعادت مولی الموحّدین امیرالمؤمنین علیه آلاف التحیّة و الثناء را خدمت همه شما محبّان و شیعیان آن حضرت تبریک و تهنیت عرض می­کنم و روز پدر را هم به همه پدران زحمتکش و غیور این مرز و بوم تبریک و تهنیت عرض می کنم. به همین دوبیتی از جناب شافعی اکتفا می کنم در وصف آن حضرت که فرمود:

علیٌّ حبّه جُنّة قسیم النار و الجنة  /  وصیّ المصطفی حقّاً امام الإنس و الجِنّة

محبت علی علیه السلام سپر آتش جهنم است، علی کسی است که بهشت و جهنم را در روز قیامت قسمت می کند. عده­ای را به بهشت می برد و عده­ای را در آتش دوزخ می افکند. او وصیّ حقیقی پیامبر اکرم است و امام انس و جن. به روح مطهّر آن امام بزرگوار صلواتی را اهدا بفرمائید.

در آستانه شب ها و روزهای بسیار نورانی و با برکت سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم ماه رجب قرار داریم که اصطلاحاً ایام البیض نامیده می شود یعنی ایامی که روشن است و بسیار نورانی است و بر اساس برخی از روایات فضیلتی که این شب ها از آن برخوردار هستند در این سه ماه رجب و شعبان و رمضان از اختصاصات امت اسلام است و عباداتی هم که در این شب­ها و روزها وارد شده است فرصت مغتنمی را برای تقرّب بیشتر به خدای متعال برای همه مؤمنین فراهم می کند که إن شاء الله سعی کنیم به قدر وسع و توان خودمان از این عبادت ها بهرمند باشیم.

خب یک رسم بسیار خوب و مستحسنی در این سال ها ایجاد شده است و آن هم اعتکاف ایام رجبیه است. اعتکاف اختصاصی به این ایام ندارد، این عبادت بسیار شیرین و ارزشمند اعتکاف که مؤمنین خودشان را سه روز حداقل در خانه خدا، یکی از مساجد و خانه های خدا حبس می کنند، یک حبس اختیاری در خانه خدا و با خدای خودشان خلوت می کنند و از دنیا و روزمرگی های دنیا قدری فاصله می گیرند و برای خودشان فراغتی ایجاد می کنند که بیشتر بتوانند به حقیقت خودشان، به خدای خودشان، به عبادت و راز و نیاز و مناجات با خدای متعال بپردازند که یک بسته­ی بسیار مغتنم و ارزشمند معنوی برای این عزیزان فراهم می شود و بحمدلله هرچه جلوتر می رویم با استقبال بیشتر مردم مؤمن و عزیز ما روبرو می شود، به طوری که دیشب اعلام می کردند امسال حدود یک و نیم میلیون نفر از مردم مؤمن و ولایتمدار ایران، بویژه جوانان و نوجوانان در این عبادت معنوی شرکت کردند و ان شاء الله از برکات اعتکاف بهرمند خواهند بود.

من توصیه می کنم که هنوز فرصت باقی است عزیزانی که فرصت آن را دارند، شرائط آن را دارند إن شاء الله شرکت کنند و دیگرانی هم که شرکت نمی کنند کمک کنند. چه به صورت مالی و چه به صورت های دیگر، إن شاء الله همه کمک کنیم تا این عبادت بسیار نورانی و ارزشمند به بهترین شکلی برگزار شود. در استان خودمان هم بحمدلله به صورت باشکوه این عبادت ارزشمند برگزار خواهد شد.

در هفته های گذشته شاهد افزایش بی رویه قیمت ارزش و طلا و به تبع قیمت سایر کالاها بودیم در کشور و در روزهای اخیر هم شاهد برخی از اعتراضات و ناآرامی ها در گوشه و کنار کشور خودمان و احیاناً در شهر و استان خودمان بودیم. در این زمینه سخنی دارم ابتداء با مسئولین عزیز کشور و سپس با شما مردم عزیز و نهایتاً هم جمله­ای نسبت و خطاب به دشمنان قسم خورده­ی این کشور و این نظام.

اما سخنی با مسئولین کشور؛ نکته اول این است که ما باید اعتراف کنیم که برخلاف پیشرفت های خیره کننده­ای که در عرصه صنعت هسته­ای و دفاعی و برخی از بخش های دیگر کشور خودمان داشتیم اما در زمینه اقتصاد آنچنان که باید و شاید موفّق نبودیم؛ این نکته اول است. ثانیاً باید بپذیریم که هرچند بخشی از این مشکلات اقتصادی ناشی از تحریم های ظالمانه­ی دشمنان است، شکی در این مسئله نیست اما بخش قابل توجهی از این مشکلات هم نایش از جهت گیری ها و سوگیری­های نادرست اقتصادی است که مسئولان کشور ما در طول این سال ها پیش رو گرفتند و نسخه هایی که براساس اقتصاد غربی و اقتصاد لیبرال برای مردم ما پیچیدند. باید بدانیم که بسیاری از مشکلات اقتصادی ما از اینجا ناشی می شود. من متأسفم وقتی می بینم برخی به عنوان کارشناس اقتصادی در این ایام نامه می نویسند برای رئیس جمهور محترم و در آن نامه مطالبه می کنند عدالت را در بودجه بندی که البته این مطالبه همه ما است، این حرف بدی نیست و شفافیت را می طلبند که این هم حرف بدی نیست، اما وقتی می خواهند توصیه­ای داشته باشند و اشاره­ای به ریشه مشکلات داشته باشند می بینیم دیواری کوتاه تر از فرهنگ پیدا نمی کنند، حاصل نامه آنها این است که شما باید بودجه برخی از این نهادهای فرهنگی را یا قطع کنید یا کم کنید؛ آیا واقعاً مشکل اقتصاد ما الان این است که یکسری نهادهای فرهنگی داریم و بعد هم اسم هزینه های اضافی روی آن می گذارند؛ آیا واقعاً با کم کردن بودجه فرهنگی مشکل اقتصاد مردم حل می شود؟ که اگر همین بودجه هایی که این نهادها می گیرند با خرج هایی که در بخش های دیگر انجام می شود بسنجیم می بینیم عددی نیست. اما دغدغه تعدادی از جوان ها و مردم ما را این می کنند که فلان نهاد فرهنگی چقدر در سال می گیرد، فلان نهاد چقدر می گیرد، آیا واقعاً مشکل اینجا است؟! اگر واقعاً می خواهید مشکل اقتصاد را حل کنید سراغ شرکت های دولتی زیان ده بروید، سراغ بانک­های خصوصی بروید که منشأ بخش قابل توجهی از تورّم کشور هستند، جلوی رانتخواری های ساختاری را بگیرید، جلوی انحصار را بگیرید، بپذیرید که منشأ بخش قابل توجهی از مشکلات ما این است که علوم انسانی خودمان را اسلامی نکردیم. چه زمانی می خواهیم این حقیقت را باور کنیم که مردم بافرهنگ و متمدّن ایران اسلامی را نمی توانیم با علوم انسانی غربی اداره کنیم، بسیاری از مشکلات ما از اینجا است؛ تا چه زمانی اقتصادی غربی؟! تا چه زمانی روانشناسی غربی و سایر علوم غربی؟! امروز اتفاقاً به مناسبت رحلت مرحوم علامه در تقویم ما به عنوان روز اسلامی سازی علوم انسانی نامیده شده است، این حقیقت را جدی بگیریم؛ بجای این که بودجه نهادهای فرهنگی را قطع کنید یا کم کنید، کمک کنید و تقویت کنید که ما هرچه زودتر علوم انسانی اسلامی را تولید کنیم؛ با حذف فرهنگ مشکل اقتصاد حل نمی شود، سراغ ریشه های اصلی بروید، جلوی رانتخواری ها و انحصارها را بگیرید، این حرفی است که با مسئولین عزیز داریم.

اما نسبت به شما مردم عزیز اولاً به خودتان ببالید و افتخار کنید که خدای متعال در این عصر و زمانه شما را برای تقویت و احیای دین خودش و برای زمینه سازی ظهور حجّت خودش امام زمان انتخاب کرده است. نکته دوم این که مردم عزیز بدانید که استقامت شما جواب خواهد داد، بدانید که به قلّه نزدیک شدیم و البته هرچه جلوتر می رویم نیاز به دقت و مراقبت بیشتری داریم و حسادت دشمنان بیشتر برافروخته می شود، نقشه های آنها پیچیده تر می شود، دشمنان چشم دیدن پیشرفت های شما مردم عزیز را ندارند، نقشه های بسیار خطرناکی برای شما کشیدند، این حیوانات وحشی چنگال های خودشان را تیز کردند و خودشان را آماده حمله به شما مردم عزیز کردند، مزدوران خودشان را مأمور کردند که در داخل کشور اغتشاش و ناآرامی ایجاد کنند تا فرصتی برای حمله مجدد آنها فراهم کنند، این حقیقت را جدی بگیریم. اجاز ندهید به مزدوران دشمن که بخاطر این مشکلات اقتصادی اغتشاش و ناآرامی ایجاد کنند. مرحباً به شما مردم عزیز، من دیدم در بعضی فیلم ها و کلیپ ها که آن افرادی که تشویق می کردند به این که برویم و مثلا فلان بانک را بگیریم یا کارهای خرابکارانه دیگری، خود همین مردمی که معترض بودند آنها را دور کردند و از جمع خودشان بیرون انداختند؛ مردم ما آموخته است از تجربه های گذشته که صف خودش را باید از صف اغتشاش گران جدا کند؛ اعتراض می کنیم اما اغتشاش نه. اعتراض یعنی این که انسان حرف خودش را به صورت مسالمت آمیز به گوش مسئولین برساند، اما امنیت مملکت را خدشه دار نکند، اغتشاش نه تنها مشکلی را حل نمی کند، بلکه زمینه را برای حمله دشمن می تواند فراهم کند؛ ما تجربه های متعددی را پیش رو داریم، یکی از آنها سوریه است، دیدید دشمن با این کشور چه کرد، اگر خدای نکرده یک روز دشمن بر کشور ما مسلّط شود، صد برابر بدتر از سوریه را بر سر ما خواهد آورد و لذا مراقب باشیم. من تشکر کنم، شنیدم از اصناف شهر خودمان که بیلبوردی آماده کردند و ضمن این که اعتراض خودشان را نسبت به گرانی های اخیر اعلام کردند از هر گونه اغتشاش و ناامنی اعلام برائت و بیزاری کردند و از همین ابتدا اعلام کردند ما هرگز بازار را ناامن نمی کنیم؛ در عین این که خیلی از این اقشار و اصناف بالاخره زیر فشار هستند اما گفتند ما امنیت کشور خودمان را در هر صورت حفظ می کنیم، این جای تقدیر دارد.

عرض آخر جمله­ای هم با دشمنان. به این دشمنان بی رحم این کشور، این ملت و این مرز و بوم عرض می کنم که تا چه زمانی می خواهید نسبت به این مردم عزیز و این مردم مؤمن و این مردم ولایتمدار دچار خطای محاسباتی شوید. من جرّب المجرّب حلّت به الندامة، کسی که آزموده را دوباره بیازماید دچار پشیمانی خواهد شد. به دشمنان این کشور عرض می کنم که این ملت ملتِ امام حسین است. ملت ما جانفشانی در راه دین را از سید و سالار شهیدان آموخته است و صبر و استقامت را در راه احیای ارزش های دینی در مکتب زینب کبری سلام الله علیها یاد گرفته است و از طرف این مردم غیور عرض می­کنم که ما تا آخرین نفس پای این نظام مقدس و پای آرمان ها و ارزش های دینی خودمان خواهیم ماند و این مردم عزیز دوباره اجازه سوء استفاده از این مشکلات را به شما دشمنان و مزدوران شما إن شاء الله نخواهند داد.

بسم الله الرحمن الرحیم

إنّا أعطیناک الکوثر * فصلّ لربّک و انحر * إنّ شانئک هو الأبتر.

خدایا خداوندا در ظهور و فرج آقا و مولای ما صاحب الزمان تعجیل بفرما. سایه پربرکت رهبر حکیم و فرزانه انقلاب را بر سر ما مستدام بدار. ارواح طیّبه شهیدان بویژه شهید حاج قاسم سلیمانی، شهید ستاری، شهید علم الهدی که شهادت ایشان در هفته­ی اخیر واقع شده است، خدایا با سید و سالار شهیدان آنها را محشور بفرما. ارواح طیّبه علمای ربانی، علامه مصباح را با انبیاء و اولیاء محشور بگردان. کید و مکر دشمنان ما را به خودشان برگردان. به ملت عزیز ایران عزت بیشتر، امنیت پایدار عنایت بفرما. مشکلات نظام مقدس ما، مشکلات نظام اقتصادی، مشکلات امنیتی را هرچه زودتر برطرف بفرما.

و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته